«اوست كسى كه از آسمان آبى فرود آورد پس به وسيله آن از هر گونه گياه برآورديم...« انعام، 99
جستجو
leader

آمار سایت

mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز238
mod_vvisit_counterدیروز227
mod_vvisit_counterاین هفته1941
mod_vvisit_counterاین ماه5759
mod_vvisit_counterجمع226226
  • img_5101.jpg
  • 52.png
  • 5.jpg
  • img_3972.jpg
  • 6.jpg
  • 3.jpg
  • img_4128.jpg
  • 1.jpg
  • 42.png
  • 32.png
  • 4.jpg
  • 12.png
  • img_0717.jpg
  • img_3940.jpg
  • 2.jpg
  • 22.png
 
نوشته شده توسط حسن زاده   
شنبه ، 3 تیر 1396 ، 07:48

لحظات اخر کاری را طی می کردم و اتاقم را برای زدن کارت خروج ترک کردم . وارد ساختمان مرکز مشاوره شدم. بوی غذا تمام مرکز را پر کرده بود. ظهر روز 26 ماه رمضان و بوی غذا؟ کمی تعجب کردم. همه کارت خروج را می زدند و به طرف سالن سمنیار 2   می رفتند، حساس شدم که چرا همکاران و مشاوران با توجه با اتمام ساعات کاری روز چهارشنبه 31 خرداد، به آن سمت حرکت می کنند.   همه در تکاپو بودند، از پذیرش سئوال کردم چه خبر است؟ ، گفتند امروز مشاوران و کارشناسان مرکز قصد برگزاری ضیافت افطار را دارند. برایم جالب بود و من هم به طرف اتاق سیمنار 2مرکز رفتم . همه جمع بودند، عده ای سبزی پاک می کردند، عده ای نان ها را بسته بندی می کردند، صحنه ای بسیار دلچسب و خودمانی بود، کنار کارشناسان مرکز نشستم و گفتم من را هم در این کار خیر شریک کنید، مسئول بخش درمان به من گفت که اگر شما زحمت بکشید نظر بدهید که روی زمین سفره های افطار را پهن کنیم و یا روی میز؟ من کمی   بررسی کردم و دیدم میزها به دلیل نداشتن فرش در دسترس، بهتر و زودتر آماده می شوند. گفتم روی میز فکر کنم بهتر باشد، مسئول بخش درمان، رول سفره یکبار مصرف را به من دادند و گفتند که مرتب کردن میزها با شما. به همراه یکی از خانم های بخش مددکاری، شروع کردیم و سفره ها را روی میز، پهن کردیم. کم کم بسته های نان، دستمال کاغذی و کاسه و پیش دستی های یکبار مصرف و ... همه سرجای خود چیده شد، یکی از دوستان پذیرش شروع کرده بود به چیدن قاشق و چنگال. خلاصه همه جنب و جوش داشتند، با خودم گفتم کارشناسان مرکز نه تنها   در کار خود خبره و ماهر هستند، بلکه در کار دسته جمعی مانند برگزاری یک ضیافت هم توانمند هستند. این تلاش بی وقفه تا نزدیک اذان مغرب طول کشید. کم کم   مشاوران مرکز هر کدام با غذاهای آماده خود وارد مرکز شدند، فرنی، شله زرد ، ماقوت، سالاد ماکارانی، سالاد الویه و ...   رئیس مرکزخانم دکتر طبیبی با یک سطل حلیم و ... . چقدر جمع صمیمی بود. همه برای هم آرزوی قبول طاعات و عبادات را داشتند. خیلی از مشاوران و کارشناسان که ساعات حضورشان در مرکز یکی نبود و مدتها همدیگر را ندیده بودند، باهمدیگر، به گرمی احوالپرسی می کردند.   ربنای قبل از اذان طنین افکن شد، همه در روی صندلی ها نشسته   و منتظر اذان بودند. خدا را شکر کردم که در محیطی کار می کنم که کارکنان، مشاوران و کارشناسانش همه و همه همانطور که در کارشان خیرخواهانه تلاش می کنند،   در امور خیر هم خیرخواهانه و بی دریغ، فعالیت می کنند. من هم برای همه عزیزان که با خلوص نیت فعالیت می کردند، دعای خیر کردم. در زیر لحظه هایی از این مراسم را در قالب چند عکس تقدیم می کنم. (محسن حسن زاده، مشاور مرکز و رابط خبری مرکز مشاوره و توانمند سازی دانشجویان).

photo 2017-06-24 10-43-33  

photo 2017-06-24 10-44-09

photo 2017-06-24 10-44-24

photo 2017-06-24 10-44-29

photo 2017-06-24 10-44-33

 

photo 2017-06-24 10-44-14

photo 2017-06-25 12-59-20

 photo 2017-06-25 13-03-26

photo 2017-06-25 13-03-45

photo 2017-06-25 13-03-54

photo 2017-06-25 13-04-05

photo 2017-06-25 13-04-16

photo 2017-06-25 13-04-32

photo 2017-06-25 13-04-44

بازدید ها : 252
آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 11 تیر 1396 ، 06:22